آرین و خیال بافی هایش Arian Diaries

خرید بک لینک
سلام من الان دیگه 12 سالمه وکلاس هفتم هستم روز قبل از مدرسه بابا م من را برد سلمانی و گفت موهاش را مدل مدرسه ای بزنید البه منظورش المانی بود،اقای سلمانی هم با مووزر موهای من را از بیخ زد و من تمام روز را گریه کردم چون شبیه تخ مرغهامپتی دامپتی شده بودمبدتر از همه اینکه مامان و بابام میخندیدند&nb آرین و خیال بافی هایش Arian Diaries...ادامه مطلب

ما را در سایت آرین و خیال بافی هایش Arian Diaries دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 21:02

من تپل شدم و همش دارم تپل تر میشم.مامان و بابام خوشحال نیستنو همش میگن کمتر بخور. انقدر با تبلت و پلی استیشن بازی نکنانقدر تلویزیون تماشانکن... اما من این کارها را دوست دارمخوب پس چی کار کنم؟؟؟حوصله ام سر میره. ورزش کردن هم دوست ندارم. تازه همه دوستام هم مثله منند.مامان میخواد منو بزاره بسکتبال .تا ببینیم چی میشه آرین و خیال بافی هایش Arian Diaries...ادامه مطلب

ما را در سایت آرین و خیال بافی هایش Arian Diaries دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 1:02

مدرسه تاتر مورچه و پرنده را میخواهد اجرا کند.هم کلاسیم شد پرنده .من هم شدم مورچهکه یه دونه باید بالای سرش بگیره و بشینه گوشه صحنه و هیچ حرفی هم نزنهبرای همین امدم خانه و زدم زیر گریهمامان گفت خجالت بکش تو دیگه مرد شدی خوب بازی نکناما من دلم میخواست بازی کنم اما دلم نمیخواست مورچه باشم. پس ...نشستیم و با مامان فکر کردیم.....حالا من در هنگام اجرای تاتر گوشه صحنه میشینم و تنبک میزنمخیلی هم خوشحالم چون تاتر موزیکال داریم آرین و خیال بافی هایش Arian Diaries...ادامه مطلب

ما را در سایت آرین و خیال بافی هایش Arian Diaries دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 1:02

خیلی وقت است که تنبلی کردم و ننوشتم.احالا هرچی یادم بیاد

را مینویسم

آرین و خیال بافی هایش Arian Diaries...

ما را در سایت آرین و خیال بافی هایش Arian Diaries دنبال می‌کنید

برچسب: تنبلی تخمدان,تنبلی چشم,تنبلی,تنبلی روده,تنبلی تخمدان و بارداری,تنبلی تخمدان چیست,تنبلی چشم در بزرگسالان,تنبلی تخمدان درمان گیاهی,تنبلی چشم در کودکان,تنبلی معده, نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 1:02

تا ساعت یک شب بیدار نشستم که سال تحویل بشه اما خوابم بردصبح که مامان بیدارم کرد ناراحت بودم مامان گفت حالا اشکالی نداره بیا یک شیرینی بخورروی میز چهارتا کادو بود مامان گفت هرکی یکی برداره شانسیمن یکی برداشت توش یک دسته بازیبودگفتم مرسی به چه دردم میخوره...بابا یکی دیگه برداشت چند تا سی دیحالم گرفته شد..خلاصه بعد از بازکردن همشون یک ایکس باکس ظاهرشداز خوشحالی بالا پایین میپریدم .آخه مدت ها بود که منتظرش بودم.این بهترین هدیه عیدم بود.هرچهارتا کادو برای خودم شد آرین و خیال بافی هایش Arian Diaries...ادامه مطلب

ما را در سایت آرین و خیال بافی هایش Arian Diaries دنبال می‌کنید

برچسب: عید94 چه رنگی مده,لباس عید94,تبریک عید94,جوک عید94,اس عید94,جک عید94,سبزه عید94,پیامک عید94,تیپ عید94,سفره عید94, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 1:02

صفحه بندی