
تا ساعت یک شب بیدار نشستم که سال تحویل بشه اما خوابم برد صبح که مامان بیدارم کرد ناراحت بودم مامان گفت حالا اشکالی نداره بیا یک شیرینی بخورروی میز چهارتا کادو بود مامان گفت هرکی یکی برداره شانسیمن یکی برداشت توش یک دسته بازی بودگفتم مرسی به چه دردم میخوره...بابا یکی دیگه برداشت چند تا سی دی حالم گرفته شد..خلاصه بعد از بازکردن همشون یک ایکس باکس ظاهرشد از خوشحالیxa0 بالا پایینxa0 میپریدم .آخه مدت ها بود که منتظرش بودم. این بهترین هدیه عیدم بود.هرچهارتا کادو برای خودم شد...
ادامه مطلب
امسال من 5 روز روزه گرفتم برای عید فطرxa0 رفتیمxa0 باغ های xa0پدر بزرگم که ناگهان طوفانxa0 شدیدی شد ما فرارکردیم و رفتیمxa0 خانه رعد و برق انفدر شدید که حسابی ترسیدیم صبخ نتوانستیم برگردیم چون آب جاده چالوسرا خراب کرده بود و ماشین ها را داغون کرده بود اتش نشان ها داشتند مردم را نجات میدادند امبولانس هم بود . چند نفر کشته شده بودند همه خیلی ناراحت شدیم ....
ادامه مطلب